خطاب به مدیران فرهنگی و هنری استان مازندران ؛  هرج و مرج بازار کاغذ ، هنرمند صاحب نام را مجبور به حراج کلیه اش کرد

به گزارش اخبار جدی ، وقتی شنیدم که چشمش را به داشتن بدنی سالم و کامل بست و تصمیم به فروش کلیه اش گرفت تا با پول آن بتواند مخارج زندگی اش را تامین کند ، کمی متاثر شدم . هنرمندی جوان ، نامی و ساعی که به اکثر هنرهای نمایشی و تجسمی اشراف داشته و علاوه بر کسب رتبه های مختلف در جشنواره های بین المللی ، کشوری و استانی ، بیش از ۲۰۰ هنرجو در رشته های مختلف را روانه بازار هنر کرده است .

فارغ التحصیل رشته کارگردانی تئاتر است و در کارنامه هنری خود بیش از ۸۰ نمایش صحنه ای و ۱۰۰ نمایش خیابانی در سمت های ، نویسنده ، کارگردان و بازیگر را داراست .

این هنرمند فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۷۸ از حوزه هنری با شرکت در کلاسهای تئاتر آغاز کرد و در ادامه فعالیتهای هنری خود کسب دو رتبه بین المللی در مقام بازیگر ، ۴ مقام کشوری بازیگری و کارگردانی و ۵ مقام استانی نویسندگی و بازیگری را از آن خود کرده است .

۶ سال بعنوان نویسنده و بازیگر صدا و سیمای مرکز مازندران بوده که عمده فعالیتش در رادیو مازندران و واحد نمایش بوده است بیش از ۷۰۰ دقیقه نگارش برنامه الف ، ب و ج رادیویی و تایم قابل توجهی نگارش برنامه تلویزیونی به همراه بازیگری در تعدادی از تله فیلمها و سریالهای مرکز مازندران رهاورد همکاری وی با سازمان صدا و سیما بوده است .

ساخت تیزرهای تبلیغاتی تلویزیون ، ساخت بیش از ۱۰ فیلم کوتاه ، مستند داستانی ، عکاسی و برپایی نمایشگاههای مختلف عکس ، نقاشی ، مجسمه سازی و …. از دیگر هنرهای این هنرمند جوان است که امروز از طریق هیچ یک از این هنرها امرار معاش نمیکند .

با اغلب ادارات و سازمانهای دولتی و خصوصی کارکرده و در هر اداره ای ردی از این هنرمند خوش فکر را میتوان یافت . طرح ریزی و مشاوره در امور تبلیغاتی کاندیداهای مجلس و  پارلمان شهری در دوره های مختلف هم از عملکردهای مثبت این جوان هنرمند است که نهایتا هیچ عایدی به غیر از دستمزد ناچیز برای آینده خودش و فرزندانش به همراه نداشته است .

به گفته این هنرمند از سال ۹۱ که بخاطر ورشکستگی مالی همه چیزش را از دست داد تاکنون نتوانست سرپا شود و زندگی حداقلی برای خود فراهم کند .

از سال ۸۶ با تاسیس نمایندگی اداره فرهنگ و ارشاد جویبار دوشادوش مدیر اداره فعالیتهای خودجوش هنری را به سامان رساند و همراه سایر دوستانش گرههای تئاتری کوچکی به راه انداخته و هنرمندان زیادی را دراین رشته تعلیم داد.

این هنرمند جویباری که از سنین نوجوانی پای ثابت سالنهای تئاتر مرکز استان و پای ثابت جشنواره ها بوده از سال ۹۴ بخاطر تبهر در نگارش خبر مقاله ، یادداشت و گزارش جذب یکی از روزنامه های استانی شد و در مدت کمی خوش درخشید ، بطوری که خوراک محتوایی ۵ روزنامه و هفته نامه را تامین میکرد که نهایتا با هرج و مرج در بازار کاغذ و ورشکستگی رسانه های کاغذی از کار تعدیل شد وهمچنان جویای کار است .

جوان خلاق و پر استعداد جویباری که در حال حاضر متاهل و دارای یک فرزند است ، انتظار تولد فرزندی دیگر را میکشد که تا چند ماه دیگر به دنیا خواهد آمد و او کماکان نگران آینده فرزندانش است . تا اینکه تصمیم به فروش یکی از کلیه هایش گرفت تا با این کار بتواند هزینه ای برای تامین معیشت خود و فرزندانش بیابد .

حیف و صد حیف که هنرمند خلاق و پر استعداد اینچنینی که مهارت و توانائي در خور تحسینش در هنرهای نمایشی ، سینمایی و تجسمی آن را از سایر هنرمندان متمایز ساخته در میان هیاهوی منفعت طلبی جامعه گم شده و کسی که امروز باید از راه هنر معیشت خانواده اش را تامین کند به فکر فروش عضو بدنش است .

بدا به حال ما ، و خوش بحال مسولان جویباری و مدیران فرهنگی استان  که چهار چشمی حواسشان به گنجینه های هنری پیرامونشان هست .